ذهن ناخودآگاه، گنجینهی درون شماست و آن را همه از بدو خلقت دارند؛ فقط باید با آن ارتباط برقرار کنید و چگونگی استفاده از آن را یاد بگیرید!
ذهن خودآگاه، مانند ناخدای کَشتی بدن شماست که همهی امور را مدیریّت میکند؛ ذهن ناخودآگاه، مانند خدمهی کَشتی است که دستورها را میگیرد و انجام میدهد. ذهن ناخودآگاه بصورت ۲۴ ساعته فعّالیّت دارد و در خدمت شماست تا میوهی افکار خود را برداشت کنید. افکار و ایدههای شما با تکرار و ایمان و امید به ذهن ناخودآگاهْ منتقل میشوند.
عملکرد ذهن ناخودآگاه شما بر اساس فکر یا ایدهای است که در ذهن خودآگاه دارید. تلقینهای جامعه و دیگران بهتنهایی هیچ قدرتی ندارند؛ پذیرش یا عدم پذیرش آنها فقط به شما بستگی دارد؛ پس، با خودتلقینی، فقط افکار مثبت و ایدههای صحیح را به ذهن ناخودآگاه بدهید و میوهی همانها را برداشت کنید!
ذهن ناخودآگاه، لینک مستقیم ما به خالق خودمان است؛ ضمیر ناخودآگاه از خِرد و درایت و آگاهی بیحدّ و مرزی برخوردار است و آنچه به ذهن ناخودآگاه وارد میکنید گویا مَه و خورشید و فلک به کار میافتند تا آن را محقّق سازند.
اگر یک ساعت از کار بیفتد، همان ساعتسازی که آن را خلق کرده قادر به تعمیرش است، درایت ذهن ناخودآگاه همانند ساعتساز عمل میکند و میداند چگونه جسم و روح مرا درمان و احیا کند، فقط باید همواره ایدهی سلامتی کامل را به ذهن ناخودآگاه تلقین کنید و از تصوّر سلامتی و موفّقیّت خود لذّت ببرید!
«عیسیمسیح» دستی بر چشمان مرد نابینا کِشید و فرمود: ”زندگی شما بر اساس ایمانتان رقم میخورَد!“ اگر به خاصیّت استخوانهای مقدّس یا شفابخشی آبهای خاصّی ایمان دارید، بدلیل تلقین قدرتمندی که به ذهن ناخودآگاهتان وارد کردهاید، بیشک شفا خواهید یافت!
ایمان، یعنی «ایده» (فکر) بعلاوهی «امید»؛ و امید بوسیله تلقین و تصوّر و تلاش به دست میآید.
پزشکان در عصر مدرن، سرطان را شیمیدرمانی میکنند؛ امّا همیشه بر حفظ روحیهی بیمار تأکید میکنند؛ همچنین روانشناسان مشکلات روانی بیمارانشان را با دگرتلقینی حل میکنند.
شما هم میتوانید با دگرتلقینی به ناخودآگاه خانواده و دوستانتان افکار مثبت وارد کنید، البتّه ابتدا باید یک خودتلقین موفّق باشید!
پزشک، زخم را پانسمان میکند؛ امّا درمان و بهبودش وظیفهی ذهن ناخودآگاه است؛ یک نقل قول قدیمی وجود دارد که میگوید: ”دکتر، زخم را میپوشاند؛ امّا خداست که آن را درمان میکند.“
برچسب:
نویسنده: hesabgard