خرید بک لینک

درباره سایت

روانشناسی، حسابداری، گردشگری

آخرین مطالب

امکانات وب

«دوهیگ» با تکیه بر پژوهش‌های علوم اعصاب، بویژه مطالعات مربوط به «گرههای قاعده‌ای» (Basal Ganglia) در مغز، شرح می‌دهد که عادت‌ها از یک فرایند سه‌مرحله‌ای تشکیل شده‌اند:

- محرّک (Cue): رویداد یا احساسی که مغز را برای ورود به حالت خودکار آماده می‌کند.
- روال (Routine): رفتار فیزیکی، ذهنی یا عاطفی که به دنبال محرّک انجام می‌شود.
- پاداش (Reward): حس یا پاداشی که به مغز می‌گوید این حلقه را بخاطر بسپارد.

«دوهیگ» حاکی از آن است که ’پاداش به‌تنهایی برای تثبیت عادتْ کافی نیست؛ آنچه یک عادت را به رفتار خودکار و توقّف‌ناپذیر تبدیل می‌کند، «اشتیاق» به دریافت پاداش است. وقتی مغز آغاز به پیش‌بینی پاداش می‌کند، دوپامینْ تراوش می‌شود و انگیزه‌ی قوی برای انجام روال ایجاد می‌گردد.‘

«دوهیگ» تأکید می‌کند که ’عادت‌ها را نمی‌توان حذف کرد، بلکه باید جایگزین نمود!‘ قانون طلایی او اینست: ’محرّک و پاداش را ثابت نگه دارید و روال را فقط تغییر دهید!‘ بعبارت فنّی، با دستکاری بخش میانی حلقه، می‌توان مسیر عصب‌شناختی را تغییر داد.

برخی عادت‌ها بمثابه‌ی «سنگ‌های کلیدی» عمل می‌کنند که با تغییر خود، زنجیره‌ای از تحوّل‌های مثبت در سایر جنبه‌های زندگی یا سازمانْ ایجاد می‌کنند.

«دوهیگ» از پژوهش‌هایی همانند مطالعه‌ی «شرکت استارباکس» برآیند می‌گیرد که ’اراده یا خویشتن‌داری، یک خصوصیت ذاتی نیست؛ بلکه مانند یک ماهیچه تقویت‌پذیر است و در قالب یک عادت، قابل آموزش.

اصل ۱: عادت‌ها، راهی برای صرفه‌جویی در انرژی مغز هستند. مغز انسان بطور طبیعی می‌کوشد تا فعّالیّت‌های تکراری را به عادت تبدیل کند تا بتواند در سایر زمینه‌ها بهتر تصمیم‌گیری کند.

مثال: وقتی برای نخستین‌بار رانندگی می‌کنید، تمام تمرکزتان روی فرمان و پدال‌هاست؛ امّا پس از مدّتی، این کار به یک روال خودکار تبدیل می‌شود و می‌توانید همزمان با راننده حرف بزنید یا به موسیقی گوش دهید.

اصل ۲: عادت‌ها با «اشتیاق» تقویت می‌شوند. برای ایجاد یک عادت تازه، باید چنان اشتیاقی در فرد ایجاد شود که محرّک به‌تنهایی برای ابتدا رفتار کافی باشد.

مثال خمیردندان «پپسودنت»: در اوایل سده‌ی بیستم میلادی، اکثر مردمْ مسواک نمی‌زدند. «شرکت پپسودنت» با ایجاد محرّک «لایه‌ی روی دندان» و پاداش «احساس سوزش و طراوت در دهان»، اشتیاقی در مردم ایجاد کرد که تا امروز ادامه دارد.

اصل ۳: برای تغییر عادت بد، روال را جایگزین کنید! مبارزه با عادت، با اراده‌ی صِرف، محکوم به شکست است؛ باید ریشه‌ی رفتار (اشتیاق) را شناسایی و روال را عوض کرد!

مثال: فردی که هرروز عصر برای رهایی از کسالت و بی‌حوصلگیْ سراغ خوراکی‌های ناسالم می‌رود، همان پاداش (احساس آرامش یا هیجان) را باید با روالی به‌روز همانند پیاده‌روی کوتاه یا مطالعه به دست آورد!

فرع ۱: عادت‌های کلیدی، سازمان را متحوّل می‌کنند. تمرکز بر یک عادت کلیدی می‌تواند فرهنگ کلّ یک سازمان را دگرگون کند.

مثال «شرکت آلْکوا» (Alcoa): وقتی «پاول اونیل» مدیرعامل تازه شد، بجای صحبت از سود، بر «ایمنی کارگران» متمرکز شد. این عادت کلیدی باعث شد که کارگران برای گزارش خطاها ترغیب شوند، که این خود به بهینه‌سازی فرایندها و در نهایتْ صعود عظیم سود منجر گردید.

فرع ۲: اراده، قابل آموزش و تبدیل به عادت است. سازمان‌ها می‌توانند با توانمندسازی کارکنان در لحظه‌های بحرانی، عادت اراده را در آنان نهادینه کنند.

مثال «استارباکس» (Starbucks): این شرکت به کارکنانش فنونی همانند «روش LATTE» (گوش دادن، پذیرش، قدردانی و …) را می‌آموزد تا در مواجهه با مشتری عصبانی، بجای واکنش هیجانی، روال استانداردی برای حفظ آرامش و حلّ مشکل داشته باشند.

فرع ۳: عادت‌های اجتماعی و پیوندهای قوی، موتور جنبش‌های اجتماعی‌اند. برای فراگیر شدن یک تغییر، باید عادت‌های اجتماعی و احساس تعلّق (همبستگی) در گروه ایجاد شود!

مثال جنبش حقوق مدنی و «روزا پارکس»: موفّقیّت این جنبش نه‌فقط بخاطر یک عمل اعتراضی، بلکه بخاطر شبکه‌های قوی اجتماعی و عادت سازمان‌یافتگی کلیساهای محلّی بود که به افراد آموزش داد چگونه در مواقع بحرانْ همبستگی نشان دهند.

«چارلز دوهیگ» در «قدرت عادت» با بیانی داستانی امّا مبتنی بر شواهد علمیْ اثبات می‌کند که با درک سازوکار دقیق حلقه‌ی عادت، می‌توان از زندانیِ رفتارهای ناخودآگاه خارج شد و به معمار زندگی و سازمان خود بدل گشت. تغییر از شناخت محرّک‌ها آغاز می‌شود، با جایگزینی روال‌ها ادامه می‌یابد و با ایجاد اشتیاق به پاداش‌های تازه، تثبیت می‌گردد.

***

برچسب: نویسنده: hesabgard تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 12:30

صفحه بندی