طرز تفکّر، احساس و رفتار شما در مقابل دیگران در نهایت بسوی خودتان باز میگردد؛ همانطور که حیوانها ارتعاشهای ناخودآگاه شما را تشخیص میدهند و بر اساس آن از خود واکنش نشان میدهند، انسانها نیز احساس شما دربارهی خودشان را تشخیص میدهند. احساسات خود را کنترل کنید و با دیگران در صلح باشید! حتّی در ذهن ناخودآگاهتان!
با خرمنسوخته که همه را خرمنسوخته میخواهد کاری نداشته باشید! محکم، امّا مهربان باشید! خود را در خودخواهی و انحصارطلبی دیگران شریک نکنید! و به یاد داشته باشید همواره همان کاری را انجام دهید که درست است! عشق، یعنی کنار آمدن با دیگران، درک، خیرخواهی و احترام به الوهیّت آنان.
استنباط شما از خدا مهمترین چیز در زندگیتان است. اگر شما بطور واقعی به خدای عشق ایمان داشته باشید، ضمیر ناخودآگاهتان پاسخ شما را با نعمتهای بیپایان خواهد داد. ایمان داشته باشید که خداوندگار عشق، شما را میبخشد و شما نیز با عشق به پیکار نفرت و کینه بروید تا بتوانید گذشته، خود و دیگران را ببخشید!
عذاب وجدان، یک استنباط نادرست از خدا و زندگی است؛ خدا هیچ کینهای از شما بر دل نمیگیرد و به دنبال سرزنش شما نیست. زخم روی دستتان را درمان میکند؛ اگر دستتان را بسوزانید شما را میبخشد و سلولهای جدید را جایگزین میکند با بازتاب عشق، زندگی، شادی و خیرخواهی به همهی کسانی که به شما آسیب رساندهاند، خود و دیگران را ببخشید! این کار را تا جایی ادامه دهید که وقتی به یادشان میافتید، آرام بمانید!
اگر با شرایط دشواری روبرو شدهاید و مسیر خود را به وضوح نمیبینید و نمیدانید که باید چه بخواهید، بهترین روش، تکیه بر هوش و درایت بینهایت ضمیر ناخودآگاهتان است که شما را راهنمایی کند چه بخواهید و چطور به آن دست یابید و خودش هم در مسیر دستیابی به آن به شما کمک کند.
پس از آنکه متوجّه شُدید چه میخواهید، آن را همانند کسی که در زیر آب در حال غرق شدن است و هوا را طلب میکند، بطلبید! به زبان بیاورید! از تصویرسازی استفاده کنید و تصویر لذّت به دست آوردن آن را با شکرگزاری همراه کنید!
تلقینهای درست را با آرامش به ضمیر ناخودآگاه بدهید و بر ترسهای خود غلبه کنید! هیچچیز قدرتمندتر از ایمان به خدا و توکّل به او نیست؛ توکّل را جایگزین ترس کنید!
همیشه-ترس داشتن، به مرور باعث بیماری وسواس ذهنی و اضطراب میشود. ترسهای طبیعی، یعنی ترس از افتادن و ترس از سروصدا، از بدو تولّد همراه انسان هستند، بقیهی ترسها کنترلشدنی هستند؛ بر حسب مورد در زندگی یا در ذهنتان با ترس روبرو شوید و برخلاف آن عمل کنید و با نهایتِ آن ترس در ذهن روبرو شوید و آن را بپذیرید. ترس فقط یک احتمال است؛ ممکن است پیش آید ممکن است نه؛ بطور مثال، ترس از مرگ عزیزان را یکبار برای همیشه در ذهن خود حل کنید! این ممکن است برای هر کسی اتّفاق بیفتد؛ پس، این ترس را از ذهنتان دور بیندازید و در زمان لازم در واقعیّت با آن روبرو شوید و پیش از وقوعش به آن فکر نکنید! «یعقوب نبی» گفت: ”از هرچه میترسیدم، بر سرم آمد.“ پس، پیش از وقوع، از چیزی نترسید و با توکّل به خدا زندگی کنید و بگویید ’هروقت هر مشکلی پیش آمد، آن را در همان لحظه حل خواهیم کرد!‘
ضمیر ناخودآگاه شما هیچگاه پیر نمیشود! شما نیز بجای انتظار پیری را کشیدن، در پی دستیابی به ارزشها باشید! صبر، مهربانی، عشق، حسن نیّت، لذّت خوشبختی، خِرد و درک، صفاتی هستند که هرگز پیر نمیشوند؛ آنها را بپرورانید و مورد استفاده قرار دهید تا از نظر ذهنی و جسمی جوان بمانید!
بدن انسان، با گذر زمان کمکم پیر میشود و طبیعت، حرکات بدن شما را آهستهتر میکند تا فرصت بیشتری برای پرداختن به معنویات داشته باشید. بجای تلقینهای اشتباه جامعه و دیگران که پیری را مترادف با کُندذهنی و خستگی میدانند، این تلقین را به ذهن ناخودآگاهتان بسپارید که همواره برای جامعه و اطرافیان مفید هستید! و با یادگیری چیزهایی که علاقه دارید و پیگیری رؤیاهایتان جوان و با اعتمادبنفس و خوشبخت بمانید!
یک دانشمند، با چشمهای خویش الکترون را نمیبیند، امّا از آن بعنوان یک حقیقت علمی در جهت اختراعهای خود و بهره رساندن به رفاه و آرامش زندگی دیگران استفاده میکند. ما نیز زندگی را نمیبینیم و خیلی از رموز چگونگی ضمیر ناخودآگاه و خدا را نمیدانیم؛ امّا اثرات لطف آنها را بارها و بارها با تمام وجود دیدهایم و میدانیم که زنده هستیم، زندگی وجود دارد و ما اینجا هستیم تا از آن با همهی زیباییها و شگفتیهایش بهرهمند شویم. پس، هرگاه با رکود اقتصادی مواجه میشوید یا مورد انتقاد و سرزنش دیگران قرار میگیرید، بجای نفرت و کینه و بدخواهی و بدخلقی، در سکوتِ روح خود فرو روید و با لینک مستقیم ضمیر ناخودآگاه با خداوندی که در عمق وجودتان قرار دارد ارتباط برقرار کنید و خود را اینگونه به آرامش برسانید!
***پایان***
برچسب:
نویسنده: hesabgard